حکایت(چه خواهی؟) - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 3:29
بایزید بسطامی راپس مرگ به خواب دیدندگفتند:حال تو؟گفت:مرا گفتند:ای پیر چه آوردی؟گفتم:درویش به در گاه ملک شود وی را گویندچه خواهی؟نگویند چه آوردی؟ (خواجه عبدالله انصاری،طبقات الصوفیه) + نوشته شده در شنبه یکم آبان ۱۳۹۵ساعت 16:43 توسط زهرا محمدی |
زندگی نامه - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 3:29
حسن طبری آملی مشهور به حسن حسن زاده آملی و علامه حسن زاده(زاده 1307،ایرا آمل)روحانی مجتهد،عارف،فیلسوف متاله ومدرس دروس حوزوی است. وی را علامه ذلفنون نیز می نامندودر ادبیات ،علوم غریبه ،ریاضی،هیئت و اخترشناسی تبحر داردو از خود اشعار حکیمانه ای نیز دارد. حسن زاده آملی دارای آثاری در زمینه های فقه ،فلس
شعر شب یلدا - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 3:29
بوی یلدا را می شنوی؟ انتهای خیابان آذر... باز هم قرار عاشقانه پاییزوزمستان... قراری طولانی به بلندای یک شب... شب عشق بازی برگ و برف... پاییز چمدان به دست ایستاده... عزم رفتن دارد... آسمان بغض می کند... میبارد... خدا هم می داند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست... دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن می دهد... آخر
شعر - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 3:29
یک مسلمان نبود کفر چو منی گزاف وآسان نبود محکم تر از ایمان من ایمان نبود در دهر چو من یکی واو هم کافر پس در همه دهر یک مسلمان نبود
حکایت - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 3:29
تازیانه گناه در حال کودکی معصیتی بر حسن بصری رفته بود .هر گه که پیراهنی نو بدوختی آن گناه بر گریبان نوشتی .پس چندان بگریستی که بی هوش گشتی. (عطار تذکره الاولیا) + نوشته شده در جمعه دهم دی ۱۳۹۵ساعت 17:6 توسط زهرا محمدی |
شعر(مهتری) - تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 8:09
مهتری گر به کام شیر در است شو،خطر کن،زکام شیر بجوی یا بزرگی وعز ونعمت وجاه یا چو مردانت مرگ رویا روی (حنظله بادغیسی)
حکایت(محافظت از خویشتن) - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 15:08
پادشاهی به عارفی رسید،از او پندی خواست.عارف گفت:هر انچه را در ان امید رستگاری است،بگیر وانچه رادر ان خطر هلاکت است،رها کن.
حکایت(عقل،بزرگترین نعمت الهی) - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 15:08
روزی پادشاهی به بهلول گفت:بزرگترین نعمت های الهی چیست؟بهلول جواب داد:بزرگترین نعمت های الهی عقل است. خواجه عبدالله انصاری نیزدر مناجات خود گوید:خداوندا ان را که عقل دادی،چه ندادی و ان را که عقل ندادی،چه دادی؟.